احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

227

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

امور خارجه را به مستشار الدوله تفويض كند . وثوق الدوله اظهار داشت اخيرا فرمانفرما با من اصلاح كرده ولى ميدانم كه نقشهء در سر دارد . يكى از جرايد يوميه راجع بكلنل ادوال رئيس ژاندارمرى و شكايت او از هيئت دولت شرحى نگاشته بود در تعقيب آن مدير روزنامه شهاب ثاقب مصاحبه با كلنل مزبود نمود كه ذيلا نقل مىشود : ديروز صبح كلنل ادوال را در ادارهء مركزى ملاقات كرديم ما را با بشاشت و احترام پذيرفته آنگاه مقصود خود را از اين ملاقات به اين نحو اظهار كرديم : ما نميتوانيم و ميل هم نداريم باور كنيم كه شما در همراهى هيئت معظم دولت به خود و اداره ژاندارمرى مشتبه شده و سوءظن داشته باشيد - آيا حقيقة شما دليلى در دست داريد كه ثابت كند وزراء كارشكنى كرده ميخواهند شما استعفا از كار كنيد ؟ كلنل ادوال از اين نسبتى كه بديشان داده شده خيلى تعجب كرده گفتند : من ابدا در هيچ ملاقاتى با هيچ‌كس شكايتى از شخص محترم رئيس الوزراء و هيئت دولت نكرده و ذرهء هم شكايت ندارم زيرا به خوبى از همراهى و مساعدت جدى وزراء درباره خودمان اطلاع دارم و هميشه ممنون بوده و اظهار قدردانى كرده و از صميم قلب اطمينان دارم كه جديت وزراء در دوام اداره و فراهم ساختن لوازم بقا و ترقى ژاندارمرى از خود ما بيشتر است . مهمترين مسئله فعلا پول است و من بشما صريحا ميگويم كه دولت با تمام قوى براى رفع عسرت ما در كوشش است و از اين بابت هيچ شكايتى نداريم و همه قسم مساعدت دولت را به چشم ميبينيم بديهى است در ساير امور بطريق اولى دلتنگى نداريم اگر بعضى اشخاص ميخواهند بهيئت وزراء تنقيد و اعتراض نمايند خوب است پاى ما را در ميان نياورند و وسائل ديگرى پيدا كنند دلگرمى ما فقط به پشت‌گرمى و مساعدت دولت است مجددا از حقيقت امر جويا شديم كه موضوع چه بوده و در ملاقات با مدير جريدهء مزبور چه اظهارى از طرف ايشان شده است كلنل ادوال گفتند بلى من از اهمال و تسامح اعضاء وزارت داخله صحبت كردم كه در جواب مراسلات و تقاضاهاى ما آنطور كه لازمه جديت است مراقبت ننموده‌اند بسا مىشود كه بعد از انتظار چندين روز و مطالبه جواب كاشف به عمل ميآيد كه مراسله ما مفقود و يا در بين نوشتجات مخلوط شده و بدين سبب حسن جريان لازم به عمل نميآيد . بايد دانست اين مطالب جزئى است و موضوع يك شكايت مهمى را تشكيل نميدهند مقصود هم شكايت نبوده فقط خواسته‌ام در آتيه بيشتر مواظب بوده و نگذارند مراسلات و تقاضاهاى اين اداره بلاجواب و معوق بماند و ثانيا مطلب مربوط بهيئت محترمه دولت و كابينه وزراء نيست كه من از آنها شكايت كنم آيا اين مطلب باوركردنى است كه گم‌شدن يك مراسله در وزارت داخله را موضوع شكايت از هيئت وزراء قرار داده آنوقت هم با آن حرارت از سوءظن و حركات غيرمستقيم براى انحلال ژاندارمرى و استعفاء قطعى خودمان صحبت نمايم باز تكرار ميكنم ما از وزراء متشكر و راضى هستيم كه زيادتر از خود ما بفكر و خيال ما هستند و تا آخرين درجه امكان همراهى و مساعدت كرده‌اند و اصلا شكايتى از آنها نداريم . ديروز تلگرافى از سمنان رسيد مبنى بر اينكه سوارهائيكه براى دستگيرى قاتلين امير اعظم رفته بودند مراجعت كرده گفته‌اند در اطراف هر اندازه تفحص نموديم اثرى از آنها ظاهر نشد . جمعه پانزدهم اكتبر 1915 دو روز قبل تلگرافى به مستوفى الممالك رئيس الوزراء از كاشان به مضمون ذيل رسيد : توسط آقاى سهام السلطنه مقام منيع حضرت مستطاب وزراء عظام دامت شوكتهم سه روز قبل ماشاء اللّه خان با يك عده سوار كوه‌شاهى ميآيد براى قلعه بادو ( خالدآباد ) در اينجا با برادران چاكر كه براى جلوگيرى اشرار گذارده بودم جنگ سختى كرده او را راه نداده بودند و بعد از آنكه حريف نشده حركت مىكند براى نطنز و قمصر وقتى كه خواسته وارد قمصر شود سوارهاى بنده كه بسركردگى مجيد خان ترك در آنجا گذارده بودم قلعه را سنگر كرده با آنها جنگ ميكنند . مسيو واسموس قونسول آلمان تلگرافى از برازجان بسفارت تهران مخابره و اطلاع داد كه اخيرا بين قشون انگليس در بوشهر پنجاه نفر چينى ديده شده ضمنا انگليسها براى مقابله مجاهدين ايرانى مقيمين برازجان دو اتومبيل زره‌پوش وارد كرده‌اند . شنبه شانزدهم اكتبر 1915 روسها موراتوريوم را در باب پرداخت قروض دولت ايران قبول كردند كه از ماه مارس 1915 الى ختم جنگ اروپا معمول و مجرى باشد اما ضمنا اين حق را براى خود محفوظ داشتند كه هر وقت مقتضى بدانند قرارداد راجع به موراتوريوم را لغو نمايند . امروز دريابيكى حكمران جديد بنادر وارد بوشهر شده انگليسها با كمال احترام او را پذيرفته بيرق انگليس را از روى دار الحكومه برداشته بيرق ايران را افراشتند .